معماری ظرف زندگیست(علی امانی)

آموزشی.پژوهشی.فرهنگی .اجتماعی

معماری ظرف زندگیست(علی امانی)

آموزشی.پژوهشی.فرهنگی .اجتماعی

"معماری ظرف زندگی"

معماری ، ظرف زندگی
 معماری ظرف زندگی است و به عبارتی هنری از جنس زندگی و در متن آن. اما به نظر می رسد که چندی است این هنر از متن زندگی به حاشیه رانده شده.
در جامعه امروز، کمتر کسی به معماری به چشم یک هنر نگاه می کند. شاید این امر ناشی از مشتری سالاری حاکم بر نظام اقتصادی بازار باشد، اما آنچه مهم است گم شدن و از دست رفتن تدریجی هویت معماری ما است.
از بررسی معنا و اهمیت معماری و عوامل شکل دهنده آن برمی آید که مهمترین عامل در هویت معماری ، مبانی اعتقادی و جهان بینی جامعه است و برعکس معماری هر جامعه می تواند (و باید) معرف و مبین جهان بینی حاکم بر آن جامعه باشد.
معماری امروز ما به دلیل شکست فرهنگی اجتماعی که از دوره قاجار آغاز شد، فاقد هویت شده است و به همین دلیل دیگر کارآ، زیبا و تاثیرگذار نیست. در نتیجه این بی هویتی ، سیمای شهری نیز دستخوش تغییرات ناخوشایندی شده است.
به نظر می رسد که برای حل مشکل فوق و بازگرداندن معماری به بطن و متن جامعه تلاشی مضاعف لازم است. یکی از راهکارهای پیشنهادی می تواند ایجاد یک مرکز پژوهشی / اجرایی تحت نظارت وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری سازمان ها و وزارتخانه های مرتبط باشد. وظیفه اصلی این مرکز، مطالعه و بازشناسی دقیق مولفه های هویت معماری ایران است که این بازشناسی به تدوین قوانین و ضوابطی برای ساخت و سازها، تفکیک ، نماسازی ها، مرمت و احیای بناهای تاریخی و...منجر خواهد شد.
اطلاع رسانی به عامه مردم و بازنگری در سرفصلهای دروس کارشناسی و کارشناسی ارشد معماری از دیگر مواردی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
از متن به حاشیه زندگی

معماری ظرف زندگی است. به عبارتی بهتر تنها هنری که در متن زندگی است و نه چیزی خارج از آن ، چرا که اساسا مفهوم زندگی و مسکن با یکدیگر همزاد و همراه هستند.
از بر جای مانده آثار زیستگاه های انسان های نخستین در عصر سنگ چنین برمی آید که دیوار نگاره های غارها نه فقط با کارکردهای جادویی و آیینی و برای ازدیاد شکار نقش می شده اند، بلکه شاید یکی از دلایل ترسیم چنین نقوشی بر دیوارهای مسکن اولیه انسان ، به صورت ناخودآگاه برآورده ساختن نیازهای حداقلی زیبایی شناسی یا زیبایی طلبی انسان بوده که خداوند متعال در وجود هر انسانی (حتی انسان های بدوی) به ودیعه نهاده است.
تاریخ هنر نشان می دهد که با آغاز دوره غارنشینی که در آن غار فقط به عنوان یک سرپناه فاقد هرگونه معماری به شمار می آید، بحث زیبایی مسکن به صورت همزاد با آن و هر چند ناخودآگاه ، مطرح شده است. پس معقول به نظر می رسد چنانچه تصور کنیم از هنگامی که انسان دست به کار ساخت مسکن شد، حتما به زیبایی آن نیز توجه ویژه ای داشت. اشکال و صورت های بدوی و خام چنین رویکردی در معماری های به دست آمده از حفریات باستان شناسی تپه های پیش از تاریخ کاملا مشهود است ، که بتدریج و در ادوار بعد با رشد و تعالی فکری و تکنیکی انسان به مراحل متعالی خود می رسد.
به تبع اولی ، انسان معاصر نیز حق دارد که در باب زیبایی و کارآیی مسکن خود اندیشه و چند و چون کند. معماری همان گونه که هنری در متن زندگی فرد و جامعه به شمار می آید، می تواند گرانترین هنر نیز تلقی شود. نگاهی به حجم عظیم سرمایه ملی که در هنر معماری بابت مصالح ، ساخت ، خدمات مهندسی و موارد دیگر، تبادل ، خرج و انباشت می شود خود گویای این موضوع مهم است در شرایط اقتصادی فعلی که هر خانواده برای خرید هر کالایی (اعم از هنری یا غیر آن) وسواس بسیار و البته به جا در کیفیت ، زیبایی ، قیمت و... به خرج می دهد، چگونه است که در امر مسکن و معماری ، غالبا بدون تفکر، مطالعه ، مشورت و یا اعتماد به متخصصان سرمایه عظیمی را حتی تا مرز نابودی نیز پیش برده و تلف می کنند.
به نظر می آید چیزی در معماری امروز ما گم شده که این معماری را فاقد زیبایی و لذت و تا حدی کارآیی و تاثیرگذاری کرده است و قاعدتا باید این عنصر گم شده آنقدر مهم باشد که فقدان آن توانسته است به یکباره تمامی مبانی ماهوی این هنر را به چالش کشانده و آن را از متن جامعه و زندگی به حاشیه ببرد. این گمشده چیزی نیست مگر هویت معماری ، بدیهی است در ادامه باید معنا و اهمیت هویت و عوامل شکل دهنده هویت معماری را مرور نماییم.
معنای هویت معماری

در لغت نامه دهخدا ذیل واژه هویت چنین آمده است: «هویت عبارت است از تشخص...هویت گاه بر وجود خارجی اطلاق می شود، گاه بر ماهیت با تشخص اطلاق می گردد.»
از جمع بندی آرای اندیشمندان و متفکران در باب هویت می توان گفت: هویت در عین اعلام وجود شیئی یا مفهومی با مختصات خاص ، می تواند به طور عام به عنوان «مجموعه صفات ممیزه پدیده ها و موضوعات نسبت به یکدیگر» معرفی شود.
معماری برآیند و ترکیبی از عناصر فرهنگی و طبیعی است. فی الواقع معماری دارای هویتی است که به شکل بسیار زیادی متاثر از عوامل فرهنگی و عناصر وابسته و برخاسته از باورها و جهان بینی جامعه است. در واقع هویت معماری به لحاظ این که معماری ظرف زندگی انسان است به نوعی به عوامل شکل دهنده هویت انسان باز می گردد. برقراری این ارتباط به دو شکل ممکن است.
نخست با ایجاد اجزا و عناصر و اشکال و فضاهای معنادار و هویت بخش در معماری و دو دیگر با حضور انسان در معماری (کاربرد معماری) تا حدی که برای معماری بدون انسان هویتی متصور نتوان شد.
عوامل شکل دهنده هویت معماری

عوامل شکل دهنده هویت یک معماری را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- عوامل محیطی: شامل عوامل اقلیمی ، عوامل فنی (ساختار، مصالح) و سیمای کالبدی.
2- کاربرد معماری: مفهوم نوع فعالیت های انسانی در معماری.
3- معنای معماری.
از میان مولفه های فوق ، معناداری بیشترین اهمیت است چرا که نه فقط با توجه به جهان بینی و باورها و ارزشها در شکل گیری هویت معماری تاثیر دارد بلکه به نوعی به محیط فیزیکی و کاربرد بنا نیز مرتبط است. بدون شک ارزشهای فرهنگی و اصول جهان بینی هر جامه با ویژگی های معماری همان جامعه دارای تاثیرات متقابل هستند چرا که معماری ، چنان که پیشتر گفتیم ، ظرف زندگی است و زندگی یعنی شیوه زیست و فعالیت و ارتباط انسان ها که برخاسته از فرهنگ جامعه است. در نتیجه معماری دارای هویتی است که:
الف) بیانگر ارزشهای حاکم بر جامعه است.
ب) مبین ارزشهایی است که جامعه به آنها تمایل دارد.
ج) بیانگر عوامل هویت فرهنگی پدیدآورنده آن است (منشاء اصلی).
د) نشان دهنده تلاش عده ای است که می خواهند هویتی مطابق سلیقه خود برای جامعه تعریف کنند.
پس به طور خلاصه مهمترین عامل هویت معماری ، مبانی اعتقادی و جهان بینی جامعه است و برعکس معماری هر جامعه ای می تواند (و باید) معرف و مبین جهان بینی حاکم بر جامعه باشد.
آسیب شناسی وضعیت موجود

اما در تاریخ معماری ما و به تبع اولی در تاریخ ما، چه گذشته است که امروز به چنین وضعی رسیده ایم؛ اگرچه متفکران و اندیشمندان جامعه شناسی و سیاست نخستین نشانه های فرهنگی مآبی و قطع تداوم اجتماعی / سنتی ما را از اواخر دوره قاجار جسته اند، اما به واقع ردپای تهاجم همه جانبه مدرنیته و فرهنگ معماری و شهرسازی غربی را باید در اواسط حکومت پهلوی اول جستجو کرد.
تا حدی که اندیشمند بزرگ معماری ایران مرحوم استاد محمدکریم پیرنیا، از این برهه تاریخ معماری با تعبیر «دوره انحطاط» یاد می کند و بر این باور است که در این دوره ، تمام اصول و مبانی ارزشمند معماری ایرانی / اسلامی ، از یک سو به علت ورود فناوری جدید ساخت و اجرای ساختمان و از سوی دیگر به واسطه فرنگی اندیشی و غربزدگی معماران تحصیلکرده فرهنگ به نابودی محض کشیده شده است.
راهکارها

به نظر می رسد برای بازگرداندن معماری به بطن و متن جامعه ، تلاشی مضاعف لازم است. البته و صدالبته تلاشی هدفمند، در قالب یک ساختار تشکیلاتی و به همین منظور نخستین راهکار، ایجاد یک مرکز پژوهشی / اجرایی با یک ساختار تشکیلاتی مناسب و منسجم می باشد که تمام فعالیت های مرتبط را دربر گیرد.
نخستین وظیفه بخش پژوهشی این مرکز، مطالعه و بازشناخت دقیق مولفه های هویت معماری ایران است. بدیهی است مولفه های ماهوی معماری از یک سو و عناصر ظاهری زیباشناختی معماری از سوی دیگر باید در این بازشناسی مورد عنایت قرار گیرند.
به عنوان دومین راهکار، اطلاعرسانی به عامه جامعه درخصوص اهمیت اقتصادی ، فرهنگی موضوع و نیز نقش معمار باید بشدت مدنظر باشد. عامه جامعه به عنوان سرمایه گذاران اصلی معماری و شهرسازی باید نسبت به این موضوع اطلاع و آگاهی کامل داشته باشند که یک متخصص می تواند ضمن برآورده ساختن تمام نیازهای او به زیباترین شکل ممکن و در بهینه ترین حالت سرمایه گذاری ، ضامن حفظ و بقای فرهنگ و تمدن و هویت او گردد.
از طرف دیگر، به عنوان سومین راهکار، باید به امر آموزش معماری نیز توجه ویژه ای شود. چنان که گفتیم ، معماران تحت تاثیر آموزه های دانشکده ها بشدت شیفته و متاثر از معماری غربی هستند و مسلما تاثیرات آن را در کارهایشان نیز می توان دید. به نظر می رسد که در امر آموزش معماری هنوز هم مشکلی وجود دارد که شاید نوعی سطحی نگری بر دانشکده ها سایه انداخته است. متاسفانه دانش آموختگان معماری ، اکثرا فرم گرا تربیت شده اند و نتیجه اش این شده که معماران خارجی که با تاریخ ، فرهنگ و تمدن ما بسیار کمتر از معماران ایرانی آشنایی دارند، با واسطه تسلط بر هنر علم معماری و شناخت ظرایف و دقایق آن (و نه فقط فرمها) موفق شده اند در ایران بناهایی بسازند که بعضا بسیار بیش از ساخته های خودی ها مورد احترام است.
اگرچه پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ، در دروس معماری بازنگری صورت گرفته است اما این حداقل ها کافی به نظر نمی آید. به همین جهت باید بازنگری دیگری در برنامه درسی دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد معماری صورت گیرد.
و نهایتا معتقدم که در ساختار مرکز پژوهشی / اجرایی مورد بحث باید بخشی یا کمیته ای برای کنترل نیز پیش بینی شود. چراکه بازنگری در فعالیت های انجام شده برای کمک به اصلاح ، در یک فرآیند سیستماتیک لازم و ضروری است تا به این ترتیب تمام تجارب طراحی معماری و شهری تحت نظر بوده و با برگزاری دوره های دانش افزایی بر به روز کردن اطلاعات تئوریک معماران و شهرسازان نیز کمک شود.
مهندس علی امانی
نظرات 1 + ارسال نظر
اروینا چهارشنبه 11 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 01:18 ق.ظ

خیلی مفید بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد